زندگی بی زندگی خسته ام ای زندگی از ازندگی نمی دانم چگونه تحملت کنم ویا چگونه از دستت رها شوم اگر تحملت کنم یعنی سوختنو ساختن و اگر بگریزم یعنی ترسیده ام ننگ کدام را بر خود بزنم ای خدا تو یگو توکه از همه چی از همه کس آگاهی تو بگو چه کنم آیا تحمل یا گریز نمی دانم به راستی
چرا ؟؟؟ زنده ایم تا زندگی کنیم چه کسی از این زندگه رازیست چه کسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کسانی که هستن بهانه ی برای ماندن دارند و کسانی که رفتن بهانه های کسانی بودن که ماندن و حالا بی بهانه به این زندگی چنگ زده اند
نوشته شده توسط ناجی دلها در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 1:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من ناجی هستم
فرزند بهار و عاشق دختری از فصل پاییز
هم دیگرو خیلی دوست داریم ولی مشکلاتی هم داریم نه با هم با خانواده هامون
بهونه نوشتن من یا خاطرات یا درد و دل دوستام ولی بهونه اصلیم عشق هستش عشقم به دختر پاییز من نوشته هام میشه گفت از خودمه و از جای کپی نمی کنم دوست دارم کارام متفاوت باشه . من عاشق گل سرخ هستم رنگ مورد علاقم آبی هستش همه چی رو آبی می بینم ولی عشقمو قرمز واسه همین همش به اسمه گل سرخ صداش می کنم امید وارم همه عاشقا به عشقشون برسن من هم برسم دوستانی می خوان با من بیشتر آشنا بشن می تونن به ای زیر پی ام بدن با تشکر ناجی
pesare_avizon
نوشته های اصلی
دوستان ناجی تنها
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY