من تو اون همه . همه خودشمو زندگیشونو می سازن نه زندگی اونار پس با من و تو هم خودمون زدگی مونو بسازیم چرا باید غم این دنیا رو بخوریم اگه خدا خداست خودش کارارو راستوریست می کنه اصلا نگران نباش  من که تصمیم گرفتم خودم سرنوشتو تعیین کنم و از خدا کمک بگیرم بیا دستتو بده به دستام بیا دستای سردمو گرما بده بیا در آغوشم بیا آغوش سردو بی روحم رو گرما بده بیا و با آمدنت زندگیمو زیبا کن


 

نوشته شده توسط ناجی دلها در یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 4:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت