سلام
امشب بعد از یک یا دو هفته هست که دوباره دارم می نویسم . الان ساعت 2 شب هستش الان یه 4 یا 5 روزی هست که گل سرخم نه س م س داده نه زنگ زده منم ازش خبر ندارم می ترسم زنگ بزنم بدتر شه س م س می دم جواب نمی ده نمی دونم چرا انقدر دلواپسم می ترسم تا حالا انقدر بهش محتاج نشده بودم امشب احساس می کنم وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم شدم مرحله ی که نمی دونم اسمش چیه شاید اگه الان فاطی بود می تونست کمکم کنه گل سرخم کجای دلم بدجوری هواتو کرده تورو خدا از خودت یه خبری بهم بده دل شور می زنه ای کاش زود تر انتظار تموم شه خیلی سخته انتظار کشیدن .
زندگیم با نبود تو رنگ غم و تنهای گرفته تورو خدا خودتو زودتر به من برسون ناجی در بدترین شرایط زندگیشه ناجی به کمکت نیاز داره . . . . . . . . . . .
گل سرخم می دونی تازه دارم می فهمم که چقدر دوست دارو تازه دارم معنی دل تنکیو می فهمم الان داشتم عکساتو می دیدم دیگه داشت کمک اشکام میومد ولی سعی کردم نگرشون دارم بهشون گفتم گل سرخم دوست نداره شماها بیاید پایین اونا موندن و نیومدن ولی با این دلم چیکار کنم که داره تنگ می شه برات داره یه ریزه می شه
گل سرخم این دل مارو دریاب که شده دریای غم ![]()
نوشته شده توسط ناجی دلها در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 11:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من ناجی هستم
فرزند بهار و عاشق دختری از فصل پاییز
هم دیگرو خیلی دوست داریم ولی مشکلاتی هم داریم نه با هم با خانواده هامون
بهونه نوشتن من یا خاطرات یا درد و دل دوستام ولی بهونه اصلیم عشق هستش عشقم به دختر پاییز من نوشته هام میشه گفت از خودمه و از جای کپی نمی کنم دوست دارم کارام متفاوت باشه . من عاشق گل سرخ هستم رنگ مورد علاقم آبی هستش همه چی رو آبی می بینم ولی عشقمو قرمز واسه همین همش به اسمه گل سرخ صداش می کنم امید وارم همه عاشقا به عشقشون برسن من هم برسم دوستانی می خوان با من بیشتر آشنا بشن می تونن به ای زیر پی ام بدن با تشکر ناجی
pesare_avizon
نوشته های اصلی
دوستان ناجی تنها
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY