سلام
نمی دونم چرا یا چی شد که اولین با نوشتم ولی یه احساس به من می گفت بنویس نمی گفت چرا بنویس فقط می گفت بنویس من به احساسم گوش کردم به ندای دلم خودم رو سپردم و شرع کردم به نوشتن الان شاید ۳ یا ۴ سال که می نویسم ولی از وقتی که از باره اول تورو دیدم چون نمی تونستم با خودت حرف بزنم سعی کردم با نوشته هام حرف بزنم چه شبهای بود مثل امشب دل تنگ می شدن با این تفاوت که اون موقع اصلا رابطی باهات نداشتم ولی الان می دونم ماله خوده خودمی ببین گلم یه چیزی تویه همه نوشته هام هست اونم اینه که خیلی می خوامت دوست دارم
نوشته شده توسط ناجی دلها در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 1:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من ناجی هستم
فرزند بهار و عاشق دختری از فصل پاییز
هم دیگرو خیلی دوست داریم ولی مشکلاتی هم داریم نه با هم با خانواده هامون
بهونه نوشتن من یا خاطرات یا درد و دل دوستام ولی بهونه اصلیم عشق هستش عشقم به دختر پاییز من نوشته هام میشه گفت از خودمه و از جای کپی نمی کنم دوست دارم کارام متفاوت باشه . من عاشق گل سرخ هستم رنگ مورد علاقم آبی هستش همه چی رو آبی می بینم ولی عشقمو قرمز واسه همین همش به اسمه گل سرخ صداش می کنم امید وارم همه عاشقا به عشقشون برسن من هم برسم دوستانی می خوان با من بیشتر آشنا بشن می تونن به ای زیر پی ام بدن با تشکر ناجی
pesare_avizon
نوشته های اصلی
دوستان ناجی تنها
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY