سلام

نمی دونم چرا یا چی شد که اولین با نوشتم ولی یه احساس به من می گفت بنویس نمی گفت چرا بنویس فقط می گفت بنویس من به احساسم گوش کردم به ندای دلم خودم رو سپردم و شرع کردم به نوشتن الان شاید ۳ یا ۴ سال که می نویسم ولی از وقتی که از باره اول تورو دیدم چون نمی تونستم با خودت حرف بزنم سعی کردم با نوشته هام حرف بزنم  چه شبهای بود مثل امشب دل تنگ می شدن با این تفاوت که اون موقع اصلا رابطی باهات نداشتم ولی الان می دونم ماله خوده خودمی ببین گلم یه چیزی تویه همه نوشته هام هست اونم اینه که خیلی می خوامت دوست دارم


 

نوشته شده توسط ناجی دلها در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 1:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت