زندگی بی زندگی خسته ام ای زندگی از ازندگی نمی دانم چگونه تحملت کنم ویا چگونه از دستت رها شوم اگر تحملت کنم یعنی سوختنو ساختن و اگر بگریزم یعنی ترسیده ام ننگ کدام را بر خود بزنم ای خدا تو یگو توکه از همه چی از همه کس آگاهی تو بگو چه کنم  آیا تحمل یا گریز نمی دانم به راستی

چرا ؟؟؟ زنده ایم تا زندگی کنیم چه کسی از این زندگه رازیست چه کسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کسانی که هستن بهانه ی برای ماندن دارند و کسانی که رفتن بهانه های کسانی بودن که ماندن و حالا بی بهانه به این زندگی چنگ زده اند


 

نوشته شده توسط ناجی دلها در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 1:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت