ازگذشته فرار کن و از آینده بترس از گذشته ای که روزی آینده تو بود بترس به آینده ای فکر کن که بعدها گذشته تو می شود براستی چرا آدمی باید در تمامی مراحل زندگیش یا فرار کنه یا بترسه تا به کی به راستی چرا چه کسی جواب این سوال را خواهد داد سوالی که نه من می پرسم بلکه آدم های زیادی این سوال را در خود می پرورانن کیست که آدمیان را یاری دهد آدمیانی که خود یاری دهنده هم دیگرن ![]()
نوشته شده توسط ناجی دلها در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 2:15 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من ناجی هستم
فرزند بهار و عاشق دختری از فصل پاییز
هم دیگرو خیلی دوست داریم ولی مشکلاتی هم داریم نه با هم با خانواده هامون
بهونه نوشتن من یا خاطرات یا درد و دل دوستام ولی بهونه اصلیم عشق هستش عشقم به دختر پاییز من نوشته هام میشه گفت از خودمه و از جای کپی نمی کنم دوست دارم کارام متفاوت باشه . من عاشق گل سرخ هستم رنگ مورد علاقم آبی هستش همه چی رو آبی می بینم ولی عشقمو قرمز واسه همین همش به اسمه گل سرخ صداش می کنم امید وارم همه عاشقا به عشقشون برسن من هم برسم دوستانی می خوان با من بیشتر آشنا بشن می تونن به ای زیر پی ام بدن با تشکر ناجی
pesare_avizon
نوشته های اصلی
دوستان ناجی تنها
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY