سلام
سلام به مرد تنها سلام به مردی که زندگیش شده فکر کردن به این که کی می شه بمیره مردی که به این مرحله می رسه که مشتاقه مرگ باشه مرگه خودش یعنی یک مرد باید چه عزابی داشته که اولین و آخرین خواستش از خدا مرگ باشه یعنی از این دنیا چی دیده شاید بهونه ی نداره برای زندگیش یا شایدم بهونشو از دست داده .......؟؟؟؟
پس چطور این همه مرد هست که به زندگی لبخند می زنند و به زندگی امید وار یعنی این مرد با مردای دیگه چه فرقی می کنه این مرد یه اسم برای خودش انتخاب کرده avara خودش می معنیش میشه مرده تنها مرد تنهای که تنها خواستش مرگه شاید با ورتون نشه ولی این حرفام واقیعه و من از خودم نمی گم اون مرد منتظر مرگشه شما براش دعا کنید که زود تر خوب شه از این تنهای و سر در گومی در بیاد من که هرچی با اون حرف می زنم چاره نمی شه دگه موندم چی کار کنم شما دعاش کنید و منو راهنمای کنید
نوشته شده توسط ناجی دلها در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 1:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من ناجی هستم
فرزند بهار و عاشق دختری از فصل پاییز
هم دیگرو خیلی دوست داریم ولی مشکلاتی هم داریم نه با هم با خانواده هامون
بهونه نوشتن من یا خاطرات یا درد و دل دوستام ولی بهونه اصلیم عشق هستش عشقم به دختر پاییز من نوشته هام میشه گفت از خودمه و از جای کپی نمی کنم دوست دارم کارام متفاوت باشه . من عاشق گل سرخ هستم رنگ مورد علاقم آبی هستش همه چی رو آبی می بینم ولی عشقمو قرمز واسه همین همش به اسمه گل سرخ صداش می کنم امید وارم همه عاشقا به عشقشون برسن من هم برسم دوستانی می خوان با من بیشتر آشنا بشن می تونن به ای زیر پی ام بدن با تشکر ناجی
pesare_avizon
نوشته های اصلی
دوستان ناجی تنها
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY