سلام من برگشتم

شاید از این که برگشتم خیلی ها خوشحال باشن و خیلی ها هم ناراحت

ولی من سلام می کنم به همه یعنی هم اونای که نارحتن و اونای که خوشحالن 

سلام گل سرخم تو خوبی چه خبرا چی کارا می کنی اگه حاله منو بخوای خیلی بهترم سعی کردم دوباره خودمو از تاریکیا در بیارم خودمو پیدا کنم می دونی گلم من اشتباه می کردم که رسم عاشقی دل تنگی نه رسم عاشقی صبوری هستش ولی گلم چقدر صبر کنم تا بتونیم هم دیگرو از نزدیک ببینیم یا بتونیم تلفونی حرف بزنیم دیشب دوباره همه عکساتو نگاه می کردم دوست داشتم گریه کنم ولی بهت قول دادم نزارم اشکام بیان پایین ...

امشب که داشتم از دانشگاه می امدم دونه دونه های بارون می امد زیر بارون قدم زدم و به اولین روزی که کنار هم بودیم فکر می کردم نمی دونی چه حالی داشتم یه لحظه بغض گلمو گرفته بود داشت خفم می کرد ولی خوب یاد گرفتم چطور نگه هش دارم که اذیتم نکنه می دونی گل سرخم دلم برات تنگ شده خیلی تنگ شده

میدونم تو هم دل تنگی ولی چاره چیه باید صبور باشیم و بزاریم زمان بگذره تا به اوج خوشبختیمون برسیم عزیزم چقدر عجولی این زمانم می گذره خیالی نیست ما می تونیم تحمل کنیم سخته می دونم ولی گلم خودت صبور بودن رو یادم دادی معلم من خوب بوده چون شاگردش که من باشم خوب یاد گرفتم . گله سرخم خیلی حرفاست که با کلام نمی شه گفت می دونم که می دونی کدوم حرفارو گفت اگه نمی نویسم می دونم قلم قدرت بیان این حرفارو نداره خودت از چشمام می خونی می دونم گلم بهت قول دادم که اشکام نیان پایین ولی خوب دسته من نیست هر وقت به تو فکر می کنم و مشکلاتی که سر راه منو تو هستش نا خدا گاه دونه های اشکام میان رو صورتم و صورتمو قلقلک می دن قلقلکی که تو دوست نداری  گل سرخم ببخش که نتونستم رو قولم بمونم ولی می دونم که درک می کنی حال و روز منو پس ناراحت نمی شی که قولمو شکوندم ببخش منو واسه همه بد بودنم واسه هم بد قولیام دوست دارم همیشه حتی اگه منو نخوای از دوست داشتنم کم نمی شه

دوست دار همیشگی تو ناجی

 


 

نوشته شده توسط ناجی دلها در چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 9:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت