تنها ماند ام در این دنیا دنیای که هزاران مرد و زن در اطرافم هستن ولی باز احساس تنهای می کنم شاید من بازمانده ی از راه باشم نمی دانم چرا کسی با من همراه نمی شود این چه روز گاریست و این پاداش کدامین گناه من است به راستی آیا این قسمت من است آیا باید همه چی را به دسته سرنوشت بگزارم نمی دانم نمی دانم چرا کسی با من نیست نمی دانم

 

 


 

نوشته شده توسط ناجی دلها در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 2:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت